عبيد الله بن عبد الله ابن خرداذبه ( مترجم : سعيد خاكرند )

2

المسالك و الممالك ( فارسى )

بيست و چهار انگشت « * * » و هر انگشت به اندازه شش دانه جو « * * * » است كه شكم به شكم در كنار هم چيده شده باشند ، لذا خط استوا نه هزار فرسخ است . ميان خط استوا و هر كدام از دو قطب ، نود درجه اسطرلابى است و گردى عرض زمين به اندازه طول آن است و آبادانى در كره زمين تا فاصله بيست و چهار درجهء از خط استوا برقرار بوده و بقيه آن ( زمين ) را درياى بزرگى فرا گرفته است ، بنا بر اين ما در ربع شمالى از كره زمين قرار داريم و ربع جنوبى آن به علت شدت گرما نامعمور است و نيمه زيرين از نقطه‌اى كه قرار داريم مسكون نيست و هر كدام از ربع شمالى و جنوبى داراى هفت اقليم مىباشند . بطلميوس در كتاب خود شهرهاى زمين را در زمان خويش چهار هزار و دويست شهر دانسته است .

--> و اولين ملتى كه آحاد مقادير خود را اعضا و جوارح انسان قرار داد مصرىها بودند . پس از آن مقياس‌هاى مصرى به بابل سرايت كرد . انواع ذراع كه در قديم معمول بوده و به طول ذراع طبيعى نزديك‌ترند عبارتند : 1 - ذراع معمول در روم قديم برابر 36 / 44 سانتى متر . 2 - ذراع معمول در يونان باستان برابر 29 / 44 سانتى متر . 3 - ذراع عبرانيان برابر 65 / 44 سانتى متر . 4 - ذراع مرسل برابر - / 44 سانتى متر . 5 - ذراع مصرى برابر - / 46 سانتى متر . 6 - ذراع شاهى برابر - / 45 سانتى متر . * * انگشت : يكى از آحاد بسيار قديم در اندازه‌گيرى طول مقادير كوچك است معادل يك دوازدهم طول پا . و منظور از انگشت در مقياس ، بند انگشت ابهام بوده است ، كه در اكثر مناطق و كشورها ، به نام‌هاى مختلف متداول بوده است . * * * جو : يكى از اجزاى واحد اندازه‌گيرى طول است و آن برابر عرض شش تار موى دم يا يال استر است .